حدود 12 سال پیش تیم کوچکی از بازیسازان متبهر در کمپانی نه چندان بزرگ و مشهور Blizzard در سال 1998 یک بازی RTS عرضه کردند که گفته میشد انقلابی در سبک RTS بوجود آورده و استانداردهای این سبک را به کلی در هم شکسته است. اما دلیل این تعابیر چه بود؟ چه چیزی StarCraft را از بازیهای آن دوران متمایز میکرد؟قبل از عرضهی StarCraft بازار این سبک تحت کنترل استودیوی Westwood سازندهی سری محبوب C&C بود. بازیهای این استودیو دارای دو Race تقریباً مشابه بودند و مکانیزم گیمپلی این سری بازیها هم عموماً تفاوتی چندانی با هم نداشت. در واقع بیشتر بازیهای RTS در آن زمان به همین شکل بودند. اما StarCraft سه نژاد کاملاً متفاوت و مکانیزمی کاملاً جدید در بخش گیمپلی ارائه داد طوری که تحولی اساسی و ناگهانی در سبک RTS بوجود آمد. StarCraft بزرگترین عنوان Blizzard در آن زمان بود و به جرات میتوان گفت دلیل اصلی شهرت Blizzard بازی StarCraft است و این بازی بود که برای نخستین بار Blizzard را در صنعت بازیسازی به صورت جدی مطرح کرد. البته راز ماندگاری SC در بخش چندنفرهی آن نهفته است (تا به امروز بیش از 11 ملیون نسخه از این بازی محبوب در سطح جهان به فروش رسیده است و هنوز نیز طیف وسیعی از بازیبازها به انجام این بازی میپردازند).
حتماً همهی شما با روباتهای مبدل یا همان Transformers، مخصوصاً بعد از اکران دو قسمت از فیلم سينمايی آن آشنایی دارید؛ روباتهای غول پیکری که هر زمان که بخواهند میتوانند به خودرو یا هواپیما و وسایل نقلیهی دیگر تبدل شوند. البته تاریخچهی این روباتها بسیار فراتر از فیلمهای تازه منتشر شده از آن میباشد. اولین مجموعه از این روباتها در سال 1984 بصورت یک کامیک به نام Transformers: Generations منتشر شد و توانست محبوبیت خوبی را از آن خود کند. طبق روال سینما، از روی اکثر انیمیشنها و فیلمهای مطرح یک بازی هم ساخته میشود که معمولاً این بازیها فقط اسم عنوان سینمایی را یدک میکشند و به معنای واقعی چیزی فراتر از یک افتضاح نیستند. دو نسخهی بازی Transformers هم که از روی فیلمهای این مجموعه ساخته شده بودند هم از این قاعده مستثنی نبودند. بعد از شکست دو نسخهی بازی که از روی دو نسخهی فیلم آن ساخته شده بودند، Activision به فکر ساخت یک نسخهی مجزا از فیلم و البته بدون از سر باز کردن افتاد، عنوانی مشابه Batman: Arkham Asylum. ساخت این نسخه از بازی به شرکت خوش سابقهی High Moon Studios که در کارنامهی خود بازیهای موفقی از جمله Darkwatch و The Bourne Conspiracy را دارد سپرده شد تا از خوب بودن آن قبل از عرضه اطمینان حاصل شود!
Raven یکی از شرکتهای خوب Activison است که در کارنامهی خود بازیهای نسبتاً موفقی از جمله Wolfenstien را دارد؛ پس از این بازی هم انتظار میرفت که یک عنوان نوآورانه را شاهد باشيم، اما باید گفت که اينطور نشد! با عرضهی بازی Bioshock توسط 2K، استاندارد جدیدی در بازیهای FPS بوجود آمد، جوهای مرده و مخوف، قدرتهایی به غیر از قدرت اسلحه که قبلاً هم شاهدش بودیم، ولی نه به این صورت و خیلی چیزهای دیگر که باعث شدند بازی Bioshock به یکی از موفقترین و محبوبترین بازیهای این نسل تبدیل شود. طبق روال صنعت، چیزی که فروش کند و محبوب و موفق شود، نظر سازندههای دیگر را به خودش جلب کرده و باعث بوجود آمدن بازیهای بسیار مشابهی میشود! یا به عبارت دیگر سازندهها این ریسک را نمیکنند که با ساخت یک IP جدید، سرنوشت خود را به بازار بسپارند، پس یک عنوان مشابه میسازند. Singularity هم از این قاعده مستثنا نیست و باید گفت Raven هم تن به کپی کردن زده و میتوان بدون اغراق گفت که Singularity یک نمونه برداری آشکار از بازی Bioshock بوده است، شباهتی که میتوان آنرا در محیطها، داستان، گیمپلی و خیلی چیزهای دیگر یافت که به طور مفصل به آن خواهم پرداخت، اما چیزی که این بازی را موفق میکند، اضافه کردن یکسری قدرتهای جذاب و سلاحهای جدید بوده است؛ بطوریکه میتوان از شباهت بیش از حد آن به Bioshock چشم پوشی کرد.
بقیه در ادامه متن . . .
ارسال شده بوسیله HAMID در مورخه : سه شنبه، 12 مرداد، 1389 (40 مشاهده)
(ادامه متن ... | 14838 بایت باقی مانده | نظرشما چیست؟ | | امتیاز : 5)
نقد و بررسی بازی Naughty Bear
از چندی پیش عکسها، تریلرهای کوتاه و اطلاعات کمی از بازی Naughty Bear منتشر شده بود و نظر برخی از بازیبازها را به خودش جلب کرده بود، به شخصه خودم خیلی منتظر انتشار این عنوان بودم؛ اما با 10 دقیقه بازی کردن از نظری که داشتم برگشتم! مشکل اینجاست که برخی از شرکتها از جمله 505 Games مثل اینکه نمیخواهند با زمان پیش بروند! البته این شرکت بازیهای خوبی هم در کارنامهی خودش، در زمانهای گذشته از جمله سریArmA و ... دارد، اما چند سالیست که با انتشار بازیهایی یکی از دیگری بدتر آبرو و تجربهی خود را زیر سوال برده است؛ یکی از این بازیها همین Naughty Bear است! من واقعاً نمیدانم که به چه امیدی چنین بازی در نسل هفتم بازیهای رایانهای منتشر شده است، شاید اگر این عنوان در نسل قبل و برای کنسولهایی مثل PS2 و Xbox منتشر میشد حرفی برای گفتن داشت. با ما همراه باشید تا بطور مفصل به شرح این فاجعه بپردازم! البته اگر با خواندن مقدمهای که نوشتهام رقبتی برای خواندن نقد بازی مانده باشد.
سال 1995 استودیوی انیمیشن سازی Pixar که همه این استودیو را شریک جدا نشدنی Disney، نیز میدانند اولین انیمیشن تماماً کامپیوتری دنیا که میتوان گفت هنوز هم دیدن آن از لطف خالی نیست را با نام Toy Story با بودجهای هنگفت 30 میلیون دلاری (به زمان ساخت این انیمیشن توجه شود!) ساخت و راهی سینما کرد. کارتونی که در آن زمان بیشتر از تمام فیلمهای پر خرج هالیوودی سر و صدا به پا کرد. استودیوی انیمشین سازی Pixar با عرضهی نسخه دوم این عنوان در سال 1997 پس از دو سال و ساختن انیمیشنهای مطرح دیگری از جمله در جستجوی نمو و Up ثابت کرد که بدون شک آنها بهترین استودیوی ساخت انیمیشن در دنیا هستند. اما پس از سالها تاخیر در ساخت نسخهی سوم انیمیشن جذاب و زیبای Toy Story، امسال ما شاهد این بودیم که نسخهی سوم اين انیمیشن راهی سینما شد و در هفتهی اول نمایش در آمریکا فروشی بالغ بر 59 میلیون دلار را از آن خود کرد که حاکی از محبوب بودن اين انیمیشن است.